شورت شوره زده شیری دی اند جی
پراید سبز کله اردکی
مرگ لحظه ایی یک احساس
محتوای آگوست 2009
D&G
آگوست 31, 2009 · 4 دیدگاه
تا توی آتیش هم هستم !
آگوست 22, 2009 · 13 دیدگاه
کام عمیقی از سیگارم گرفتم و گفتم : تا کجا هستی ؟
گفت : تا هر جایی که تو باشی!
گفتم : اگه توی آتیش هم برم هستی ؟
گفت : آره !
سیگارم را از روی لب هایم برداشت و گفت : اما انگاری شک داری !؟
با مکث گفتم : نـــه
بعد از چند لحظه … داد زدم
دیوونه احمق باورم شد! بسه دیگه! مشتت روباز کن
دستهها: داستان کوتاه
آغوشی برای همیشه !
آگوست 17, 2009 · 12 دیدگاه
پسر دومی از پسر اولی پرسید: بهترین هدیه برای شب تولدت چی می تونه باشه؟
پسر اولی آب دهانش را قورت داد و صدایش را صاف کرد و گفت: یک آغوش گرم برای همیشه که به من وفادار باشه!
ناگهان صدای زنگ اس ام اس رشته کلامشان را پاره کرد! پسر دوم نگاهی به موبایلش انداخت و پیام را خواند ؛ نوشته شده بود : این هفته هم بی صبرانه منتظر آغوش گرمت هستم!
پسر دومی لبخندی زد و یک کلمه در پاسخ اس ام اس نوشت و سپس موبایلش را بست و پسر اولی را در آغوش گرفت و گفت: این آغوش همیشه ماله تو بوده و هست!
دستهها: داستان کوتاه
بر چسب ها: آغوش گرم ، آغوشی برای همیشه،داستان هفتاد کلمه ایی ، داستان کوتاه