ابژكتيو

محتوای ژوئن 2009

ژوئن 29, 2009 · تا کنون 4 نظر داده شده

آروم آروم به طرفم می اومد ولی من چشمام رو بسته بودم ، یعنی خودم رو به خواب زده بودم و سعی میکردم جوری رفتار کنم که نفهمه!
کنارم دراز کشید ، یک کم احساس خطر کردم ، اما هنوز حرتکتی نکردم که بفهمه من بیدارم
دوباره تکونی خورد و سرش رو روی کتف من گذاشت ، زبری ریش هاش و سبیل هاش رو حس میکردم که مثله قلم مو نقاشی کتفم رو قلقلک میداد
نمیدونم چرا خریت کردم و تصمیم گرفتم بازم حرکتی نکنم
و وقتی به خودم اومدم که دیدم زیرم و …

با اینکه یک خواب با شخصیت های واقعی بود
ولی هیچ چیزیش به دردناکی این نبود که حس کردم یه خیانت مرتکب شدم ،
خیانتی که وقتی از خواب بیدار شدم ، نمی دونستم واقعیه یا مجازی ،
نمیدونستم این تعهد برای من بود یا برای هردومون

پ.ن
حالم از هر چی درسه و کتابه و دانشگاهس به هم میخوره !
حالم از قیافه حق به جانب دکتر الف بهم میخوره  که با خونسردی میگه …
حالم از دلسوزی های مامان بهم میخوره  که این روزها خودش هم بهتر از هر کسی میدونه که گاهی حرفها فقط امیدن!
پ.ن خصوصی
محمد تو رو جان هر کسی که دوست داری فالشم رو پس بده
بذار حداقل این یه چیز از من باقی بمونه

دسته‌ها: هذيان

محدودیت از دیدی دیگر

ژوئن 28, 2009 · تا کنون 5 نظر داده شده

تا قبل از این اعتقاد داشتم که محدودیت در هرچیزی ، خواست همان چیز را تشدید می کند
اما مدتیست از دید دیگری به این جنبه نگاه می کنم!
>گاه محدودیت می تواند آن چنان محدود کننده باشد که اصل هر چیزی فراموش شود!
شاید جدی ترین نقد به این دیدگاه این باشد که اگر عاملی به صورت ذاتی دارای ارزش باشد فراموش نخواهد شد و فکر میکنم بهترین پاسخ این است که گاها برخی از خواسته های ما ریشه در عادت یا جوگیری دارد و در بسیاری از موارد مرز بین خواست واقعی و عادت و یا نیازی که منجر به عادت می شود قابل تشخیص نیست!

دسته‌ها: دست نوشته

ماده یا ماده ؟

ژوئن 18, 2009 · تا کنون 9 نظر داده شده

چه کسی گفته است که این فیشر دوست داشتنی از جنس ماده هاست؟
با همه دوست داشتنی بودنش ، شیطنت هایش ، زیبایی هایش ، ناز کردن هایش ، و کلا عزیز بودنش
امروز ترتیب دماغ من را داد !
به همین راحتی برای بار چهارم
و این جا بود که متوجه شدم
این فیشر دوست داشتنی
ماده است  
با همه غیر ماده بودنش !

پ.ن
همه را برق می گیرد ، من را روح ادیسون می نماید!
یک رابطه تعدی ساده می گوید ، وقتی از درس و خدمت و بی اف ! یا پارتنر و هر کوفت و زهر مار دیگری شانس نیاوری ! از پرنده خانگی هم شانس نخواهی آورد و نهایتا از …

دسته‌ها: دست نوشته