دلم واسه مترسک میسوزه
چون نه تنها هیچ کس رو نداره که نازش کنه
بلکه همیشه اسیر کلاغ های نامرده
دلم واسه جارو برقی میسوزه!
که مجبوره هر آشغالی رو تحمل کنه و بخوره
و هیچی هم نگه
دلم واسه کاف میسوزه
که شب ها مجبوره تا صبح حرف های منو گوش بده
و حرفی نزنه
دلم واسه یلی میسوزه
که مجبوره هر روز صبح به من نگاه کنه
و برای کسی بخونه که دلش مرده