ابژكتيو

اینجا ابژکتیو

جولای 16, 2008 · تا کنون 10 نظر داده شده

روزی پرسیدند که چراغ داری؟
گفتم: “راهی دارم که خیلی تاریک است، بی چراغ نمی شود قدم از قدم برداشت، به خاطر همین کلی چراغ دارم، هر کدام از چراغ هایم یک رنگ، یک طرح، یک طعم! و حتی یک اسم خاص خودش را دارد…”
آری، هر وبلاگ، هرجا که نامی و نشانی از احساسم باشد را چراغ می دانم، هرجا که هم احساسی باشد برایم چراغی هست، مهم نیست به چه رنگ، چه شکل و چه رویده ای، برایم کورسویی از امید مهم است. برایم هر چراغ امیدی و هر امیدی نیاز زندگی است.

از بهبد خواستم تا حداقل این پایگاه را باقی نهد که شرط بر آن نهاد که برای باز گشاییش نخست من مطلبی بنویسم.
برای بودن، برای روشن نگه داشتن حتی یک چراغ، یک که هیچ، گر صد هم می خواست می نوشتم و می بایست بنویسم.

باشد که اگر خسته شدیم بایستیم و نفس تازه کنیم اما ننشینیم و تسلیم نشویم.
باشد که روزی همه در کنار هم سرود آزادی سر دهیم.
باشد که این چراغ هرگز خاموش نگردد.

اینجا ابژکتیو

رضا “پسر”

دسته‌ها: دست نوشته

10 جواب تا اینجا

یک نظر بنویسید