روزی پرسیدند که چراغ داری؟
گفتم: “راهی دارم که خیلی تاریک است، بی چراغ نمی شود قدم از قدم برداشت، به خاطر همین کلی چراغ دارم، هر کدام از چراغ هایم یک رنگ، یک طرح، یک طعم! و حتی یک اسم خاص خودش را دارد…”
آری، هر وبلاگ، هرجا که نامی و نشانی از احساسم باشد را چراغ می دانم، هرجا که هم احساسی باشد برایم چراغی هست، مهم نیست به چه رنگ، چه شکل و چه رویده ای، برایم کورسویی از امید مهم است. برایم هر چراغ امیدی و هر امیدی نیاز زندگی است.
از بهبد خواستم تا حداقل این پایگاه را باقی نهد که شرط بر آن نهاد که برای باز گشاییش نخست من مطلبی بنویسم.
برای بودن، برای روشن نگه داشتن حتی یک چراغ، یک که هیچ، گر صد هم می خواست می نوشتم و می بایست بنویسم.
باشد که اگر خسته شدیم بایستیم و نفس تازه کنیم اما ننشینیم و تسلیم نشویم.
باشد که روزی همه در کنار هم سرود آزادی سر دهیم.
باشد که این چراغ هرگز خاموش نگردد.
اینجا ابژکتیو
رضا “پسر”
10 جواب تا اینجا
havij // جولای 16, 2008 روی 1:04 ب.ظ
BAH BAH BAZGASHT 2 MORGH ESHGH O TABRI MIGAM
بهبد // جولای 16, 2008 روی 1:43 ب.ظ
شايد جالب باشه آدم واسه خودش كامنت بذاره ! اينم از شيريني هاي اين كاره
رضا جان ممنونم كه شروعش كردي
por az ehsas // جولای 16, 2008 روی 3:00 ب.ظ
اگه بهبد هم مثل تو مي خواست بره خودما مي كشتما….
رضا شاد // جولای 16, 2008 روی 5:16 ب.ظ
خيلي خوشحالم. همين
ايني كه اينجا نوشتي واقعا آروزمه
باشد که اگر خسته شدیم بایستیم و نفس تازه کنیم اما ننشینیم و تسلیم نشویم.
باشد که روزی همه در کنار هم سرود آزادی سر دهیم.
باشد که این چراغ هرگز خاموش نگردد.
کوتاه // جولای 16, 2008 روی 5:27 ب.ظ
ما در اين عالم كه خود كنج ملالي بيش نيست
عالمي داريم در كنج ملال خويشتن
دم دوتاییتون گرم
كيا // جولای 16, 2008 روی 10:34 ب.ظ
به شما كه تبريك جاي خود داره
ولي به تمام دوستان پسر و هم انديشان تبريك
marziii // جولای 16, 2008 روی 11:36 ب.ظ
امیدوارم این راهو با تمام عشق و احساست ادامه بدی… و هیچ وقت تمومش نکنی.
Farhad // جولای 17, 2008 روی 12:46 ق.ظ
سلام بهد عزیز ، دیگه چه بهانه ای داری برای ننوشتن !
من یکی که خیلی به نوشته های شما ، رضا پسر و بقیه عادت کردم ، حالا که دارم این کامنت رو براتون می زارم خیلی ناراحت و عصبانی از رفتن میلاد هستم .
میلاد (((( http://www.age-of-lonlliness.blogspot.com))))
رضا پسر باهاش صحبت کن شاید یه پست برای میلاد بزاری برگرده
amin // جولای 17, 2008 روی 8:09 ق.ظ
خوش اومدی پسر
رامتین // جولای 28, 2008 روی 8:36 ق.ظ
بازگشت پر افتخار شما را به سرزمین هزاران قلب عاشق ایرونی شادباش میگویم. تاابد پاینده باشی.