روزی روزگاری خدایی بود ، شاید همین نزدیکی ها !
قانونی بود همه نانوشته
کاغذی بود همه از رنگ صورتی تن
مهربانی ها همه از لمس و ریا
و امورات بر اساس مصلحتی چرک!
هر چه بود ، همه تزویر بود
هیچ کس نبود
اگر هم که بود ، منفعتی در بین بود.
موجودات زمین دو جنس بودند
همه حیوان یا که انسان.
و آن کسیکه انسان نبود ، الاغ بود !
و حیف که الاغ ، حیوان نجیبی بود!
…
پ.ن
به خدا الاغ نجیب است !
نفهم نیست
دائم لگد نمیزد
